real talk
منظور از حیلت، فکر و ذهن است.
حیلت، تنها حجاب میان تو و خویشتن حقیقی توست؛
میان من دروغین تو و من راستین تو.
من نخستین تو، شخصیت توست و من واقعی تو، روح تو؛ میان این دو حیلت، و یا فکر و ذهن نشسته است.
حیلت همواره مؤید شخصیت است.
شخصیت زائده ای است که بر اندام حیلت و یا ذهن می روید. شخصیت، صورت بیرونی ذهن است و ذهن، حقیقت درونی شخصیت است. هردو به هم یاری می رسانند.
تا وقتی آدمی حیلت را رها نکرده است فقط شبیه آدمیزاد است.
رها کردن حیلت،به معنای انداختن نقاب شخصیت و عریان کردن روح است.
در عریانی روح است که انسان با خواسته های حقیقی خویش مواجه می شود و نه با توقعات و انتظارات دیگران.
دانستن این امر، دانستن حقیقت است
و دانستن حقیقت رهایی می بخشد.
حقیقت رهایی می بخشد.
حقیقت عریان، آزاد می کند.
زندگی موهبتی است که بودنش را باید جشن گرفت؛
موهبتی که آن را بدیهی و پیش پا افتاده فرض کرده ایم و شکر آن را به جای نمی آوریم."
بخشی از کتاب " آواز خوش زندگی" از "مسیحا برزگر"













