real talk
دانستن این که هر دفعه ممکن است آخرین باری باشد
که با کسی حرف می زنید ترسناک نیست؟
آن را در ذهن داشته باشید.

زندگی کوتاه تر از آن است که خودت را به خاطر کسانی تحت فشار بگذاری که
ارزش مسئله بودن در زندگیت را ندارند.

من هیچ حقیقت روحی ای را نمی توانم به تو بگویم که تو از قبل در عمق خود نمی دانی.
تمام کاری که من می توانم بکنم به یاد آوردن چیزهایی است که فراموش کرده ای.
اکهارت تله

هنگامی که ارتباط با خاموشی و سکون درونت را از دست دهی، ارتباط با خودت را
از دست می دهی و هنگامی که ارتباط با خودت را از دست دهی،
خودت را در دنیا گم می کنی.
اکهارت تله

هفت چاکرا
1- چاکرای ریشه: در پایین ستون فقرات قرار دارد و رنگش قرمز است.
2- چاکرای خارجی: در پشت و تقریبا پنج سانتیمتری زیر ناف قرار دارد و رنگ آن نارنجی است.
3- چاکرا خورشیدی: چهار انگشت بالاتر از ناف است. به آن گوهر ناف می گویند و رنگش زرد است.
4- چاکرا قلب: در مرکز سینه و در امتداد قلب قرار دارد و رنگ آن سبز است.
5- چاکرا گلو: در سطح گلو قرار گرفته است و رنگ آن آبی است.
6- چاکرا چشم سوم (پیشانی): در پیشانی و بین دو ابرو قرار دارد و به رنگ نیلی است.
7- چاکرا فرق سر: در بالاترین قسمت سر قرار دارد و قوی ترین ارتعاشات انرژی بدن را زیر نظر دارد که رنگ آن بنفش است.
زمانی که مجرای چاکراها بسته شود و یا از حالت تعادل خارج شوند، منجر به بیماری می شود. سرکوب کردن هر نوع احساسات و عواطف و شوک عصبی و هر نوع ناراحتی و لطمه روحی باعث می شود که چاکراها، یعنی مراکز انرژی حیاتی از حالت تعادل خارج شوند. غم و غصه، عصبانیت، حسادت، خودخوری و رنجش، صدمه شدیدی به چاکراها می زند و آنها بسته می شوند. برای برقراری تعادل مجدد، باید فورا هر نوع احساس ناخوشایند خود را شناسایی و هر نوع انرژی منفی را رها کنید تا چاکراها بتوانند دوباره متعادل شوند.
چگونه چاکراها را متعادل کنیم
1- چاکرای ریشه
این چاکرا انرژی حیات را تشکیل می دهد و فرد را سفت و محکم بر زمین نگه می دارد.
چاکرای سالم ریشه: از طریق این چاکرا احساس شادابی و انرژی می کنید. این چاکرا بر حس بویایی و قسمت های محکم بدن مانند دندان ها و استخوان ها و ناخن ها نظارت دارد.
پرکاری چاکرا: باعث می شود فرد سلطه جو، خودمحور و مادی گرا شود.
کم کاری چاکرا: در این صورت فرد احساس اضطراب و ناامنی می کند و مدام عصبی می شود.
علائم فیزیکی عدم توازن چاکرا: درد مفاصل، کمردرد، چاقی، یبوست و سیستم ایمنی ضعیف.
روش توازن چاکرای ریشه:
هر نوع دلخوری که در گذشته بین شما و خانواده تان رخ داده است را حل کنید.
هر نوع شک و تردید و منفی بافی را از خودتان دور کرده و به مادیات کمتر توجه کنید.
سعی کنید بیشتر با مردم بجوشید و معاشرت کنید.
2- چاکرای خاجی
این چاکرا نشان دهنده خلاقیت و توازن احساسی است.
چاکرای سالم خاجی: شما را خوشبین و امیدوار می کند و باعث می شود به راحتی با دیگران ارتباط برقرار کنید.
پرکاری چاکرا: بیش از حد احساساتی شده و خیلی سریع عاشق می شوید.
کم کاری چاکرا: در لاک خودتان فرو می روید و در مورد همه چیز بی تفاوت می شوید.
علائم فیزیکی عدم توازن چاکرا: مشکلات مثانه، ناتوانی جنسی، کمردرد (در قسمت پایین کمر)؛ مشکلات روده بزرگ
روش توازن چاکرای خاجی:
باید خوشبین و امیدوار باشید و به دیگران خدمت کنید.
از عذاب وجدان و عصبانیت دست بردارید.
ترک کردن هر نوع عادت ناپسند مانند اعتیاد، سیگار کشیدن و از بین بردن هر نوع احساس منفی.
3- چاکرای خورشیدی
این چاکرا به عزت نفس و درک و فهم شخصی مربوط می شود. در سطوح احساسی ایجاد خوش بینی و خلاقیت می کند.
چاکرای سالم خورشیدی: فرد با اعتماد به نفسی هستید و هرگز احساس بطالت و بیهودگی نمی کنید.
پرکاری چاکرا: دچار خشم و حالات تهاجمی می شوید. زیاد با دوستانتان سر سازگاری نخواهید داشت.
کم کاری چاکرا: فردی منفی گرا می شوید و نمی توانید در هر موردی تصمیم بگیرید.
علائم فیزیکی عدم توازن: انرژی ندارید. همیشه خسته هستید. ممکن است به مشکلات کبدی و دردهای مفصلی دچار شوید.
روش توازن چاکرای خورشیدی:
1- دست از حالات تهاجمی بردارید.
2- دنبال دلایلی بگردید که چرا اینقدر خرده گیر و بیش از حد حساس شده اید.
3- سعی کنید برای خودتان و دیگران احترام قائل شوید.
4- چاکرای قلب
این چاکرا به عشق ورزیدن و محبوب شدن و ارتباط برقرار کردن مربوط می شود.
چاکرای سالم قلب: شما فردی با محبت، دلسوز و با شفقت هستید و دوستان بسیاری به سوی شما جذب می شوند.
پرکاری چاکرا: در عشق احساس مالکیت و طلبکاری می کنید و بداخلاق می شوید.
کم کاری چاکرا: به حال خود افسوس می خورید؛ وحشت زده هستید. عذاب وجدان دارید و بی تفاوت می شوید.
علائم فیزیکی عدم توازن: فشار خون بالا، مشکلات تنفسی و قلبی، شانه درد، نفس تنگی و درد سینه.
روش توازن چاکرای قلب:
1- سعی کنید احساسات سرکوب شده تان را بروز دهید.
2- خودتان و دیگران را ببخشید.
3- اگر ارتباطی به نفع شما نیست آن را تمام کنید. سعی کنید بر خودتان مسلط شده و با خودتان دوست و رفیق باشید.
5- چاکرای گلو
این چاکرا نقش مهمی در انتقال افکار و عقاید دارد.
چاکرای سالم گلو: از ابراز حقیقت ترسی ندارید. دوست دارید به حرف های دیگران گوش دهید و نظرات دیگران را قبول کنید.
پرکاری چاکرا: اصلا حرف گوش نمی کنید؛ چرا که مدام در حال حرف زدن هستید. با صدای خودتان تمام صداهای دیگر را خفه می کنید.
کم کاری چاکرا: از حقیقت گریزان هستید. در مواقعی که لازم باشد حرف دلتان را نمی زنید. خجالتی هستید و نمی توانید خودتان را مطرح کنید.
علائم فیزیکی عدم توازن چاکرا: عفونت گوش، مشکلات تیروئید و گلو و بیحالی.
روش توازن چاکرای گلو:
1- دروغ نگویید.
2- قبل از اینکه حرف بزنید به ندای دلتان گوش کنید.
3- با اعتماد به نفس و جدی و شفاف حرف بزنید.
6- چاکرای پیشانی (چشم سوم)
این چاکرا، چاکرای درک و اشراقی شما است. بر ذهنتان نظارت دارد و مرکز فرماندهی و ناظر بر چاکراهای دیگر است.
چاکرای سالم پیشانی: به شهود خودتان گوش می کنید. خلاقیت بسیار قوی دارید، راه حل مشکلاتتان را تجسم می کنید.
پرکاری چاکرا: واقع بینی را از دست می دهید. مغرور، مقتدر، انحصارطلب و متعصب می شوید.
کم کاری چاکرا: به جای فکر کردن به موضوع، به شکل مستقل هر کس هر چیزی گفت همان را انجام می دهید. بی ثبات و بزدل می شوید.
علائم فیزیکی عدم توازن: دائم نگران هستید. دچار سردرد، حواس پرتی، حافظه ضعیف و دچار مشکلات چشمی می شوید.
روش توازن چاکرای پیشانی:
1- سعی کن به شم و شهود خودتان اعتماد کنید.
2- تمرینات مربوط به مراقبه و تجسم را انجام دهید.
3- ابراز عقیده کنید.
7- چاکرای فرق سر
چاکرای سالم فرق سر: متوجه می شوید که تمام موجودات در کائنات به نحوی به یکدیگر مرتبط هستند.
پرکاری چاکرا: دچار افسردگی و ناامیدی شده و از لذت زندگی محروم می شوید.
کم کاری چاکرا: منزوی و کم حرف و گوشه گیر می شوید.
علائم فیزیکی عدم توازن: دردهای میگرنی، ناراحتی های سیستم عصبی، بیخوابی، ناراحتی های روحی و روانی و بیماری های پوستی.
روش توازن چاکرای فرق سر:
1- سعی کنید در آگاهی و خرد بیشتر پیشرفت کنید.
2- مراقبه کنید.
3- از دنیای اطرافتان لذت ببرید.
4- از منیت خود دست بردارید و بیشتر به معنویت بچسبید.
من مردم را می بخشم ولی این به این معنی نیست که
رفتار آن ها را می پذیرم یا به آن ها اعتماد می کنم.
من به خاطر خودم آن ها را می بخشم، بنابراین می توانم رها کنم و در زندگی ام به جلو حرکت کنم.

زندگی توازنی بین ادامه دادن و رها کردن است.
مولانا

هنگامی که به این که دیگران چه فکری می کنند حقیقتا اهمیتی ندهی
به درجه ی خطرناک و فوق العاده ای از آزادی رسیده ای.

به احساسات قویتان توجه کنید
مهم نیست چه قدر یک چیز خوب به نظر می آید
اگر حسش درست نیست از آن بگذرید.

آن چه هست را بپذیز
آن چه گذشته را رها کن
به آن چه خواهد بود ایمان داشته باش


آیا تا بحال با خود اندیشیده اید که چرا زندگی، بازی بومرنگها است؟ در طبیعت قانونی داریم به نام کارما که این قانون، قانون عمل و عکس العمل، تابش و بازتابش و علت و معلول است و در زبان لاتین آن را Karma میخوانند.
قانون کارما میگوید: هر عملی واکنشی داشته و همچنین هر واکنشی خود واکنش دیگری به دنبال دارد و این چرخه همیشه تکرار خواهد شد. قانون کارما میگوید شما در هر حال و روزی که باشید، در آسمانها یا در داخل زمین، پشت محکمترین قفل ها و یا بر تخت سلطنت، کارمای اعمال شما دیر یا زود، به شما بازمی گردد. منظور این که هر چه کنی به خود کنی / گر همه نیک و بد کنی و یا از هر دست بدهی، از همان دست میگیری.

نتیجه ی اعمال نیک و بد فرد در زندگی کنونی و یا زندگی های بعدی وی تاثیر خواهد گذاشت. (تعریف غیر ادیان الهی). اعتقاد دین بودا و هندو در مورد قانون کارما: حیات آیندة هر جانداری بر حسب قانون کارما معیّن می شود و به موجب آن کردار، گفتار یا پندار هر فرد، موجب نتایج و سبب اموری است که سرنوشت حیات بعدی او را مشخص می کند. منظور از حیات بعدی این است که انسان پس از مرگ روحش وارد بدنی دیگر شده و در آن بدن مجددا شروع به زندگی می کند که کارما و عکس العمل اعمال آن انسان به این انسان بازخورد می یابد و در پیکر جدید متجلی می شود.
بعضی افراد هم که فقط معتقدند کارما در بعضی رفتار ما نمایان می شود چنین می گویند :
"اعمال فعلی اطرافیان ما، تاثیر و اثر اعمال قبلی خود ماست."
اگر ما حق کسی را پایمال میکنیم، اگر دل کسی را میشکنیم، اگر با صدای بوق اتومبیل خود در ساعت ۱۲ شب دیگران را می آزاریم، اگر پشت سر کسی غیبت میکنیم و یا اگر خوبی میکنیم، دست افتادهای را میگیریم، دل ناشادی را شاد مینماییم و یا کیسۀ سنگین برنج را از دست پیرزنی میگیریم، منتظر عین عمل یا شکل تغییر یافتۀ آن باشیم که شخصی دیگر در حق ما انجام خواهد داد.
هر نیت و فکری که داریم و هر عملی که انجام می دهیم، باعث تابش انرژی ای به جهان هستی می شود که پس از مدتی (دیر یا زود) به خود ما بازمیگردد و در واقع ما باعث جذب آن فکر و یا عمل می شویم و آنچه امروز از خوب و بد به سرمان می آید، نتیجه نیات و اعمال خوب و بد قبلی ماست. عمل ما دقیقا مانند یک بومرنگ عمل کرده و به سوی خودمان با شدتی بیشتر بازمیگردد. با این اوصاف این جمله که میگوییم "زندگی بازی بومرنگ هاست"، کمی روشنتر میشود و باید توجه داشته باشیم که بومرنگ خود را به هر طرف پرتاب کنیم باز هم به سمت خودمان باز میگردد.
من این قانون را به بومرنگ تشبیه میکنم، زمانی انسان بومرنگی به دست میگیرد و آنرا به سوی کائنات پرتاب میکند سپس به راه خود میرود. هیچ فرقی نمیکند این بومرنگ، بومرنگ ترس باشد یا تهمت و سوء ظن؛ هر چه که باشد باز میگردد، به فرد برخورد کرده و او را عصبانی میکند. پس بومرنگ را برداشته دور و بر را نظاره میکند، میخواهد متهم اصلی را بیابد. سپس بومرنگ را با قدرتی بیشتر پرتاب میکند، این بار بومرنگ فاصله بیشتری را می پیماید اما دوباره بازمیگردد و به سختی به قهرمان قصه ی ما اصابت میکند و او حسابی از کوره در میرود و احیانا چند فحش نثار دنیا و کائنات و دیگر انسان ها میکند و بومرنگ را در دست میگیرد و عزم میکند با تمام قدرت آنرا پرتاب کرده از دنیا انتقام بگیرد، این دم سرنوشت سازی است در این لحظه اگر قهرمان ما یک افسونگر باشد، می ایستد و نگاهش را از دنیای بیرون به دستان خودش معطوف میکند و در میابد این همان بومرنگی است که سالها پیش خود ساخته و به پرواز در آورده است پس آنرا به گوشه ای می افکند و دیگر هرگز بومرنگی پرتاب نمیکند مگر بومرنگ عشق و مهربانی و کمک که اگر روزی بازگشت، او را غرق در شادی و سرور الهی کند.
اما قسمت غم انگیز ماجرا، در مورد انسان عادی است که خشمگین بومرنگ را در دست گرفته و از آنجا که انسان های عادی هیچ به خود نظاره نمی کنند و همه چیز را از چشم دنیا - و شاید خدا - می بینند، متوجه نمی شود این همان بومرنگ خودش است که با گذشت زمان فقط کمی رنگ و رو رفته تر شده و تغییر شکل داده است. به هر حال این فرد بومرنگ را با نهایت قدرت پرتاب میکند، او میخواهد از همه یا به قول معروف از زمین و زمان انتقام بگیرد، بومرنگ دور و دورتر میشود ولی پس از پیمودن مسافت مشخصی بنا به قانون معنوی کارما بناچار بازمیگردد و این بار به شخص ضربه ی محکمی وارد می سازد طوری که او را از پا در می آورد.
چه زیبا سروده است مولانا جلال الدین رومی معروف به مولوی:
این جهان کوه است و فعل ما ندا
سوی ما آید نداها را صدا
فعل تو کان زاید از جان و تنت
همچو فرزندی بگیرد دامنت
پس تو را هر غم که پیش آید ز درد
بر کسی تهمت منه، بر خویش گرد